تقدیر

آفتاب مهتاب

سد را شکست : ریخت رها شد . در خاک غلتید آن خاک را غلتاند در خود . رویید شاخه های گذر بر زمین سخت و نقشه های راه به جا ماند پشت سر ...
شعر تصادفی