سفید و سرخ

آفتاب مهتاب

کشتی گذشت کشتی گذشت پهن و سفید بود - مثل قو . از روی موج های ملایم سنگین و باوقار گذر می کرد عکس پرندگان مهاجر و آسمان آبی بی لک و آفتاب زرد در آن همه سفیدی برّاق می نشست . کشتی گذشت کشتی گذشت پهن و سفید بود - مثل قو . توفان چه سخت بود ! تصویر لاشخور در چشم دریاست از تخته پاره ی خیسی به روی آب مرغ پرنده ای پر می کشد به سمت افق های آفتاب . پرواز می کند . پرواز می کند . کشتی گذشت کشتی گذشت پهن و سفید بود - مثل قو ...
شعر تصادفی