بید

آفتاب مهتاب

چنگال سایه ها سرد و کبود و تیز بالا خزیده اند و پخش گشته اند روی سرزمین . خرگوش می گریزد از پنجه های دیو . مهتاب می ریزد از قاب پنجره بر پوست های خشک پُر کاه وبید می خورد اندام شیر را در صحن سمساری ...
شعر تصادفی