جریان

آفتاب مهتاب

مردی که در غروب نشسته است فریاد می زند: " آیا شهادت یک برگ منجر به رستگاری یک باغ می شود ؟ " " جریان ادامه ی رود است شب مطلع روز و سنگ ریزه های مسافر دیری ست تن به یک سفر تازه داده اند بی هیچ تردید .. " فریاد می زد مردی که می رفت در آن سپیده دم ...
شعر تصادفی