تنگنا

آفتاب مهتاب

جوش آمد آب توی سماور . آورد با شتاب فنجان سرد را پیچاند شیر را . سرریز کرد موج گدازه در بعد مختصر . فنجان ترک برداشت دیواره در هم ریخت مضمون بخار شد و دست سخت سوخت ...
شعر تصادفی