کتابها آفتاب مهتاب ۸۵ از ۲۲۲ جای خالی آفتاب مهتاب گلدان چینی از روی میز لق سر خورد و افتاد . زن لب گزید سخت خم شد و زنبق را برداشت از زمین . بر پرده می جنبد یک سایه با یک شاخه ی زنبق میان دست ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیدرهم فهرست شعر بعدی ←تشنگی