جای خالی

آفتاب مهتاب

گلدان چینی از روی میز لق سر خورد و افتاد . زن لب گزید سخت خم شد و زنبق را برداشت از زمین . بر پرده می جنبد یک سایه با یک شاخه ی زنبق میان دست ...
شعر تصادفی