غیر انسانی

چشمک

گلولۀ بُمب هوا را شکافت سوت زنان پایین افتاد برقی زد و به شدت با صدای مهیب نعره - بی هیچ شباهت به صدای انسان – منفجر شد ؛ کوهی از خاکستر به هوا پرتاب شد از زمینی که یک لحظۀ قبل باغ بود ، با درختان قشنگ و نیمکتِ چوبی سبز کنار جویبار با آبِ زلال ؛ جای خاکستر و خون قبل از جنگ ...
شعر تصادفی