بُزغاله

چشمک

بی عربده بی خشم بزغاله یعنی پشم . بزغاله یعنی پوستین نرم یک پوستین گرم . بزغاله یعنی نان و خامه با شیر داغ خوشمزه با دوغ تازه . بزغاله یعنی آش با لوبیا و ماش ، در کاشت و داشت تا وقت برداشت . بزغاله یعنی این قدم های توانا در مارپیچ کوه و صخره تیز و بز دانای دانا . بزغاله یعنی بع بع شیرین بازی با کودکان دهکده با کودکان شهر خوشحال و راضی ، شب ها کنار حبۀ انگور شنگول و منگول . ای کاش این گرگ دغل هم یک روز ، ناگه ، مثل ما بزغاله می شد ...
شعر تصادفی