رقص حیات

چشمک

گام به گام می آید از تن می اندازد حجاب شال و رو پوش سنگین را . گام به گام لحظه به لحظه نزدیک تر همچون بهشت نهفته در آینده ، آینده سمت اکنون و اکنون : صبح ؛ صبح عریان بهار می افتد در آغوش حیاط . قلب حیاط می تپد می تپد در باغچه ، در گلدان ...
شعر تصادفی