بعد از ظلمت

چشمک

ساختمان هستی کامل بود و بی نقص . هر پدیده در جای خودش جای خاص خودش بود بی تخطی کردن از حدود " ازلی" و " ابدی " . کار ما - گله های گوسفند – در نظام هستی آفریدن نبود ، بلکه پذیرفتن بود . تا رسیدن به مقام شامخ : - پخته شدن در مطبخ کُل ، ذوب شدن در معدۀ کُل – در آن عصر عصر رفته با بنای ریخته بر سر کُل " و به کُلی " ریخته و برای همیشه رفته ...
شعر تصادفی