تعریف

چشمک

از یک پرواز به پرواز بعدی ، می راند سرخوش از وفور مقدورات ، می کاود ، می چشد ، می بیند ، هستی را که همیشه در جریان است بی قرار ، بی آرام ، گسترده : این پرستوی دریایی انگار اندیشۀ تو ...
شعر تصادفی