کتابها چشمک ۲۸۷ از ۳۰۲ تعریف چشمک از یک پرواز به پرواز بعدی ، می راند سرخوش از وفور مقدورات ، می کاود ، می چشد ، می بیند ، هستی را که همیشه در جریان است بی قرار ، بی آرام ، گسترده : این پرستوی دریایی انگار اندیشۀ تو ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیجشن آتش فهرست شعر بعدی ←حقّه