دلشوره چند میلیونی

چشمک

میلیون میلیون میلیون دلار - آغشته به نفت – آه ! اگر می داشتم من هم همه را می ریختم در پایت ؛ و آنوقت می درخشیدم مثل یک تاج سرفراز و مقدس بر تارک تو در غوغای این بازار . میلیون میلیون میلیون دلار دارائی را من هم اگر می داشتم تقدیم به تو می کردم و آنوقت نام من هم حک می شد مثل اسم اعظم روی انگشتر تو و آنوقت می پرسیدی عاشقانه از من هم که چگونه آخر گذشت روز من و شب من بعد از تو ؟ دور از تو ؟ در محبس . میلیون میلیون میلیون کلمه با نام تو با یاد تو روی ورق های چروک کاهی آغشته به موج زلال آینده جوشان از ژرفای چشمانم : تنها این است همۀ دارائی من بیگانه با همۀ این بازار . می پذیری شعرهای مرا عشق من ؟ ...
شعر تصادفی