قلمروهای پیش بینی نشدۀ حیات

چشمک

ما اینجا هستیم در سکوت خانه در پُشت پرده های کیپ و در بستۀ قفل : با هم تسلیم به هم . - گلبرگی تسلیم رنگ یا رنگی تسلیم گل در سکوت صخره بعد از گِل و لای . گربۀ آبستن تسلیم ویار پنگول کشان از دیوار پایین می آید و شیرۀ گل ها را می لیسد . حلقه های حیات دنبال هم از هم می رویند و قلمروهای پیش بینی نشده پیش می آیند . ما اینجا هستیم : پُشتِ در قفل - پیش بینی نشده – در جمع یاخته های بسیارمان در جمع گرمای نفس های پی در پی مان و احاطه شده در انبوه موج های لذت ؛ مثل جمعیت نامریی شهر پُشت پنجره های خانه ، در کمین شادی از سقوط جبّار در میدان آزادی بعد از گِل و لای . این ما هستیم در سکوت خانه تسلیم هم گل تسلیم به رنگ رنگ تسلیم به گل عشق ، تسلیم به عشق : پُشتِ پنجره های خانه ...
شعر تصادفی