کتابها چشمک ۸۵ از ۳۰۲ حمله ؟ چشمک توده های آجر پاره هایی از سنگ ستون های شکسته رو در روی هم تن های بی سر تکه های پریشان مغز غروبِ خونین سینه خیز روی آوار ؛ باد سرد ، باد سرد ... آنچه باقی می ماند بعد از بمباران ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیبرق فهرست شعر بعدی ←پرده