هم چنان ...

گندمزار

جام های لبریز در دست ها صورت صورت درخشان و باز از قهقه های خنده خنده های رها . ضرب آهنگ تند . چرخ زنان دور پاهای برهنه رقصان گل های دامن ها . گیسوان آزاد . . . . پایکوبی پایکوبی جشن جشن چشمک زنان ، چشمان ما به هزاران هزاران چراغ روشن در تمام تپه در تمام این شهر . بندهای ابریشمی پیراهن من لغزیده روی بازوهایم من در آغوش تو شاد شاد بی وحشت ؛ پشت در قفل شب هر شب کنج اتاقم هنوز ، پشت پیشانی من ...
شعر تصادفی