نقاش

گندمزار

آینه های خانه پنجره های کوچه تنه های درختان کنار خیابان موج های رود های بیرون شهر و زمینی که زیر پای ما سایه های جفت ما را نقش می زد بر صفحه ی خود ، همه را پر کردی با نقش دهان داغت بر دهان خاموشم ؛ با نقش گل بی خارت در گلدانم ؛ زیباتر از داس و خمپاره و سنگ !...
شعر تصادفی