صفحه ی دیگر (2)
گندمزار
بی خواهش من
اشک هایم می آیند
می نویسند
بر صورت من
حرف های دیگر را
ـ جز جدایی ـ
چشمانم می بینند
چشمانم می خوانند
ـ در ژرفای گوش من ـ
واژه های زلال مهرت را
آمیخته در تاریکی با قلبم
ـ ماه در صفحه ی شب ...