رستاخیز
همهٔ گلهای سرخ
آسمان آبی بود ، اما نبود .
مثل پل سبز
مثل باغ نارنج
مثل رود وسیع پر جوشش
بود اما نبود .
من تنها بودم
کور و کر و لال
من تنها بودم
یخ بسته میان دخمه :
پیش از لغزش داغ لب هایت بر روی تن ام :
پیش از حلول روحت در بدن ام ...
همهٔ گلهای سرخ