کتابها همهٔ گلهای سرخ ۵۵ از ۲۰۷ آن زمان ... همهٔ گلهای سرخ تشنه بودم . مشت مشت ریگ ها را برداشتم در دهانم ریختم از کف چشمه ی خشک . تشنه بودم و کودک ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیچیز و ناچیز فهرست شعر بعدی ←بدون تنهایی