ذهن صخره
همهٔ گلهای سرخ
آیا می توانم به وجود چیزی به نام "تاریخ"،
قایل بشوم ؟
چیزی که در آن :
حاکمان دار زدند
بردگان شورش کردند
عاشقان زار زدند .
چیزی ساخته ی کردار حاکمان و بردگان و عاشقان ؟
چیزی که در آن :
حاکمان می سوزانند
بردگان می شورانند
عاشقان در کاسه ی دست ، اشک های خود را همه سو می گردانند .
آیا می توانم به و جود چیزی مثل یک صخره ی تیز – به نام تاریخ –
قایل بشوم ؟
یک صخره ی سخت – به تمامی – بیرون از من ؟ ...