مهمَل
کلاغ پَر
تمام ظرف در آب ِ زلال غوطه ورست
نگاه می بیند
که لکه های به جا مانده از شبِ رفته
در آب محو خواهد شد
نگاه می بیند
که نور می ریزد
درون جام بلور
و تازه تازه
دایره ی رقص تندِ
قرمز ها
بنفش ها
آبی ها
مدام شکل می گیرد .
به راست
چپ
ایستاده
در چرخش ...
نگاه
تازه
می بیند .
چگونه می دانی
که آخرین حرکت
چگونه خواهد بود ؟
نگاه من نرسید
به هیچ دانشی از هیچ آخرین
هرگز ...