گردونه

کلاغ پَر

در سبد آتش آویزان شبق قرمز رنگ می بازد و سفیدی تُنک پرده می اندازد بر فرق زغال ... آتش گردان می گردد می گردد و زغال گُر می گیرد طوقی از نور سوزان بر گردن تاریکی ...
شعر تصادفی