جن زده گی!

مانی

نوشته بود: به سمت آب بهشت آب. نوشته بود، زیر یک نشانه درشت به سمت آب! در آن زمین خشک جن زده به سمت آب؟ نه! به سمت آن نوشته آمدم! میان دشت پر سرآب پر از جنازه های سوخته سلاح های شوره بسته درمیان ماسه های تفته من به سمت یک نوشته آمدم بدون آب بدون جوی ها شیر وشربت و گلاب. نیا! نیا! از این مسیر، عشق دور من....
شعر تصادفی