مرغ حق
مانی
سنگ نکرد آوازت
نه زمین را ، نه فضا را،نه درختان بلند جنگل را.
سنگی نشدند پریانی که برهنه، پنهان بودند
پشت درختان تناور، در عمق جنگل
از آوای تو.
سنگ نکرد حنجره ات، طوطی ها و هدهد هایی را که باتو می خواندند.
ای مرغ حق!
پس این چیست؟
این صدایی که به نامت فرمان داده
سنگسارم کنند؟....