روی زمین
مانی
شب:
مطلق:
تاریکی:
فرود می آید روی زمین
شب:
مطلق:
تاریکی:
می بندد چشم چراغ شهر را.
بر می خیزد، پشت چشمبند،
شعله ی آتش تو
همچون نخستین لحظه
داغ از هیجان
رقص کنان
می لغزد بر تن پنجره های خاموش ام:
همچون فانوس بلند دریایی
در ظلمت اقیانوس طوفانی
پیش چشم ام...