چشم انداز

مانی

لب ریزم: خورشید می رقصد در هر موج ام باد و نسیم، دور زمین می چرخند دست در دست تمام دست ام. آسمان می رقصد در اعماق من. خون نیستند دایره های روی سینه ی من غنچه های باز نسترن اند سرخ سرخ به ردیف: جای گرفته روی چرخ فلک آبی من. لب ریزم: صدای تیر نیست رگبار نیست آواز بلند نفس های من است این آهنگ: اکنون که فرو می ریزد آبشار زلالت در من اکنون: جاودان. اکنون: و اکنون: بادبادک می سازد با ورق های سیاه تقویم می راند باد بادک ها را سمت نور دست های پنهان تو. اکنون: هستی! با طلوع ابدی در قلب سیاره. یکسر دهان ام - آبگیر: با لبان ام، ای کوه بلند، آبشار تو را می نوشم زیر سقف رنگین کمان گیتی روی آمیزش بی تاب ما...
شعر تصادفی