گفت و گو

صدف و قهوه

زبان ها بسیارند زبان چشم و ابرو سر و دست قلب و قلب زبان آغوش ... گفت و گوی ما هرگز قطع نشد حتی وقتی که حیاط از غارغار سیاه کلاغان پُر بود.
شعر تصادفی