فصل 49

ساحل شنی

تو چه قدر راه آمده ای؟ از چه بیابان هایی رد شده ای؟ چه قدر مثل من سابیده شدی در گردباد؟ چه قدر بی اندوه، بی پشیمانی ، باقی ماندی درهوای آبی؟ چه قدر خار شدی؟ و خوار شدی؟ مثل من! تو چه قدر عاشق بودی؟ های!! گردشگرعابر! با تو هستم! از دامن من جمع کن چادرها و پسماند گردش ات را! برو! جای دیگر پهن کن سفره ی تفریح ات را. این جا لب دریا: لب ساحل: مکان عشق است پاک عمیق. ساحل می گوید رو در روی من...
شعر تصادفی