طلوع

سال زنبق

چیزی نمانده ! یک لحظه ی دیگر می آیی لب به لب پر کرده جام ام را می بوسی پلک های پف آلودم را می بوسی صورت بی خوابم را - مانده در طول شب - چشم به راهت بیدار ...
شعر تصادفی