علت و معلول

سرسبز

متوالی مدام در پی هم آمده اند منظره ی صورت تو و شادی ذهنم درمن . بی شادی ذهن مرده بودم ، انگار اجاق بی هیزم در غروب کوهسار که آرام آرام خاموشی می گیرد با کپه ی سرد خاکستر بر روی سرش . می آیم سمت خیابان تو از هر شهر ، با هر نام ، ای دلیل شادم ...
شعر تصادفی