برگ برنده
سرسبز
پیروز شدم .
یعنی زنده ماندم
پس
پیروز شدم .
خرس را و جنگل را پیچاندم
جنگیدم
باز گشتم به خانه .
بازگشتم "پیروز"، پاره پاره
افتان و خیزان
برگی- انگار - همراه باد
باد ، همراه من با حاصل من
با همه ی چیزهایی که به دست آوردم :
در هر ذره ی من ، بیخ هر دندانم ، در هر ترک استخوان های من ،
در هر شعرم
به دنیا آمده بود" خواهش صلح"
گریه کنان با دهان صورتی وحشت زده اش .
بازگشتم به خانه
گرفته در میان بازوهایم
سخت فشرده به سینه ی خود
نوزادم را ...