معرفی شخصیت ها
سرسبز
به من خیره شده گربه ی من .
مردمک های درشتش
- انگار با حرکاتم تنظیم شده -
دنبالم می گردند
مثل دوربین .
به اتاقم می آیم
روی دو دست و دو پای بی ناخن می دود
می آید دنبالم .
می پلکد روی فرش
دور پاهای من .
می نشینم پشت میز تحریرم - کنار تختم -
می جهد روی تخت ، آرام آرام ، می لمد روی بالش
پنجه ی نرمش در زیر سرش
نگاهش به من .
مطمئن از بودن من
پلک هایش کم کم روی هم می افتند .
پره های دماغش دارند می جنبند :
بوی مرا می شنود .
مطمئن از بودن من
می خوابد .
من : توام .
گربه : منم .
عشق من !