سرزمین بزرگ ما

شبانه

انگشتانت می نوازند لاله های گوشم را آهنگ نوازش هایت در گوشم می پیچد . رویای من اند بوسه هایت نگاه خندانت و نوازش هایت . رویای من است گرمای نفس هایت بر کالبد خاموشم . مفاهیم "بزرگ" ، خُرد شده اند ؛ مفاهیم "مقدس" و "بزرگ" و "خونریز" نابود شده اند ؛ و در این حادثه تنها نوازش های دست هایت باقی ماندند نوازش های لب هایت ، چشم هایت ، و تو باقی ماندی بی خُرد شدن بی پژمردن مثل تنها حقیقت در همه رویاها ، مثل گل شب بو در بطن شب بی ختم شدن به پوچی : بوسه های پُر شور آب تو بر لاله من ...
شعر تصادفی