آرزوی پُرتقالی
شبانه
پُرتقال را می گیرم
پوشش پُرتقال را می شکافم
- این یعنی ورود به حریم شخصی او –
او را می فشارم
برهنه
روی لب هایم
می مکم .
ناگهان
بودنش را می فهمم
با زبانم ؛
و حیاتش را با حیاتم ؛
غرق در جادوی عطر تنش
پیش از خشک شدن .
کاش
تو
هم
بگذری از شیشه ،
باز کنی این در را ،
و همین لحظه
وارد شوی ، ناگهان ،
به حریم شخصی من ...