کنجد عسلی

شبانه

یک مشت دانه کنجد می ریزم در ظرف عسل . کنجد، در جا، جا خوش کرده در آغوش عسل به عسل می چسبد . در جا من به تو: با نفس های تو روی پوستم با نگاه شیرین تو در چشمانم - خورشید مهر در چشم زمین - مومیایی شده با شهد تو. با جهانت، پیرامونم ، در جهان می مانم . دانه کوچک کنجد به عسل چسبیده عسل می ریزد می پیچد به تمام کنجد ...
شعر تصادفی