آرامش

شبانه

آرام می گیرم در آغوش تو مثل رگه خونی ملحق شده به رگهایت گردش کنان در بستر نرم آبی در غلاف امن تار و پود جسم تو هیچ صدایی نیست ، جز صدای شمارش های قلب تو یک ، دو ، ... یک ، دو ، ... دهلیز و بطن در یک قلب زیر یک پوست .... هیچ صدایی این جا نیست جز صدای موجی که فرو می ریزد عاشقانه در ژرفای موج دیگر . آرام می گیرم در حلقه بازوی تو مثل نقش گُنگی که آرام آرام از گُُنگی بیرون می آید با وضوح کامل شکل می گیرد از گردش انگشتانت روی تن موم ...
شعر تصادفی