کتابها زن ۱۹۲ از ۲۷۰ خوشی! زن صبح می خندد. من می خندم، در میان خواب و بیداری سر بر بالش نرم. روز می خندد. من می خندم، بیدار شده، برخاسته از بستر شب. دیشب این جا بودی ما یک تن بودیم برهنه در آغوش هم... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیعقاب! فهرست شعر بعدی ←نه!