کتابها آفتاب مهتاب ۱۰۰ از ۲۲۲ روی بوم آفتاب مهتاب ماه درشت و گرد تابیده بر شنزار. روی زمین ریگ های سرد خوابیده کولی در کنارش کوزه ی خالی و عود خاموش . شیر بزرگ نر بو می کشد او را . تنهاست کولی خوابیده بر شنزار و در کنارش کوزه ای سازی بر بوم نقاش ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیمنشور فهرست شعر بعدی ←نوشیدن