کتابها آفتاب مهتاب ۱۹۵ از ۲۲۲ دست به دست آفتاب مهتاب خورشید بر کشید آن سنگ سخت را تا پایگاه مهر . مهتاب می دَرَد تاریکی شب را و گرم می ریزد در تنگنای دره ی خاموش ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیعطر آفتاب فهرست شعر بعدی ←هیچ