کتابها آفتاب مهتاب ۶۴ از ۲۲۲ ادراک آفتاب مهتاب دندان فشرد مَرد بر پوست شفاف زردآلو . میدان مغناطیس بر اضطراب لحظه ی فرّار فائق شد یک هسته ی ترد در باغچه افتاد انگشت های ریشه ی شیرین سُر خورد تا اعماق ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیاجر فهرست شعر بعدی ←انتظار