تحلیل

آفتاب مهتاب

کف بود و کف و قالب صابون که زیر آب در سایش مدام تحلیل می رفت . چرخید پیچ آهنی سرد تنداب قطع شد و تکه های له شده ی لیز در کیسه ی زباله افتاد نور از ورای شیشه ی بی لک جوشید در اتاق ...
شعر تصادفی