نشانه

آفتاب مهتاب

کودک بلند شد. باران ادامه داشت و شیشه های پنجره را پرده ی بخار تاریک کرده بود ؛ آب از شکاف سقف در طشت می چکید . دو قطره پشت هم بر سطح آب حباب ساخت اندازه ی گردو . یک جفت دست کوچک نازک از روی طاقچه برداشت سنگ و تیر کمان را کش را عقب کشید محکم نشانه رفت از پشت شیشه های کدر ابر تیره را ...
شعر تصادفی