خاموشی نیست

چشمک

مثل فضا ، که لایه به لایه در او چیزی نیست جز خورشید و خورشید و خورشید ؛ دهلیز به دهلیز هر چه می گردم تنها تو را می بینم در ذهن ام . اما اما فرق میان ذهن و جسم فرق مشکوکی ست . کَرت به کَرت در جسم زمین ام ، آب و آوای آبِ توست : شاد درخشان روان موج به موج پیوسته به هم سینه ریز الماس بی جدایی از سینۀ من : هدیه به هستی من بی فراموشی بی خاموشی ...
شعر تصادفی