شرط عشق

چشمک

چشمک زدی لبخند زدی و برایم دست تکان دادی - انگار برای خودت توی آینه . موج تازه فوران کرد درون همه ذرّه های بدنم . حضور دیگرگون و یگانه مثل روز روشن . من پاک شدم پُر شدم از قهقۀ نورانی مثل آینه ساده عریان پیش خورشید . تو لبخند زدی ، سنگ نه ...
شعر تصادفی