خوابگرد

چشمک

پلک هایم بسته ، برمی خیزم از بستر خواب راه می افتم : خوابگردی به فرمان جهان درون . می پیمایم پاگرد پلکان را پلکان را کوچه های شب را فاصله را ... و سحرگاهان در ژرف ترین لحظه های هستی تو مرا می یابی با دو پلک شبنم وار : گشوده به جهان درون در میان بازوهایت ...
شعر تصادفی