به موازاتِ تنهایی

چشمک

کِی به هم پیوستند ؟ همۀ آه های سوزان از دهان هزاران چشمه و هزاران جویبار گمگشته در میان شن زار ... کِی ابر شدند ؟ آب های تنها ، این گونه ، اثیری سر بر دوش هم ، تا ببارند باران باران این گونه زلال بر زمین سوخته ، بر صورتِ ما ...
شعر تصادفی