کتابها چشمک ۱۶۸ از ۳۰۲ دفتر شعر من چشمک جرینگ صدا نکرد ، وقتی که بی شیرازه از پنجره بیرون پَرتش کردید و او ، روی زمین ، برگ ، برگ ، رنگارنگ ، با همۀ واژه های شعرش کوچه های پاییز شما را پوشاند ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیزمین شناس فهرست شعر بعدی ←باغ