سوغات

چشمک

اگر این آخرین لحظه باشد چنگ می اندازم به حجاب پیراهنم و برهنه به تو می چسبم . صورتت را در میان دست هایم می گیرم ، با دهان هزاران لحظۀ تشنگی ام می نوشم از دهانت . و آنوقت آنوقت پرواز کنان به « جهان دیگر » می شتابم با سوغاتِ تُنگِ تنم سرشار از تاکزار درخشان « خدا » روی زمین . هر لحظه هر لحظه آه ! شاید آخرین لحظه باشد . بیا عشق من ...
شعر تصادفی