کتابها چشمک ۲۲۹ از ۳۰۲ روز سرد چشمک دستمال به خود می کشد قطرۀ سرگردان را ، در میان غبار بخار روی شیشه . دستمال تو را می خواهد قطرۀ سرگردانم ، در میان غبار و بخار سرگشته روی زمین ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیاصل فهرست شعر بعدی ←دوگانه