پیوند

چشمک

با تو راه می روم با تو می نشینم با تو از این کوچه می گذرم و به آن کوچه می آیم . با تو می خوابم - هر جا که بخوابی – نزدیک تو ، و چنان است نزدیکی من که نگاهِ غریبه مرا و تو را یک تن می بیند ، می رود در را بر روی تو بر روی ما می بندد . جفت با تو جفتِ کامل آسوده می خوابم ، و تمام شب را در آغوش تو خواب های شیرین می بینم : پیوسته به تو آنچنان که هیچ چیز قادر نیست در این شب جدائی اندازد بین من و تو و تو و من . آیا تنهائی ؟ سرگردانی تو در این سیاره ؟ در این سیاره من اما نه سرگردانم نه تنها ؛ من این طور بی جدائی از تو ، در آب و آتش سایۀ تو ...
شعر تصادفی